(درباره الی) فیلمی که بارها باید دید!!!

چون نتونسته بودم در زمان اکران ببينمش خيلي منتظر بودم تا يک نسخه ويدئويي ازش بياد و ببينمش. ضد و نقيض زياد شنيده بودم در موردش از اونهايي که ديده بودنش ولي اسم کارگردانش و سابقه بصري که از فيلم هاي قبلي ش داشتم اميدوارم مي کرد که بايد فيلم خوبي باشه. بالاخره ديشب موفق شدم ببينمش. ۱۲۰ دقيقه اي که تقريبا خودم نبودم. خنديدم ، حرص خوردم ، کلافه شدم و سر آخر صدام دراومد. از اول فيلم حضور يک بي ام دابليو ۵۱۸ جگري من رو بخودش جلب کرد و چه استادانه من رو مجبور کرد بهش دقت کنم . گفتگو هاي شلوغي که اصلا احساس نمي کردي برنامه ريزي شده نوشته شده باشن و تنها مي شد گفت بداهه گويي بازيگرها بود. حرکت دوربين اونقدر خوب بود که فکر مي کردي همون جا بين بازيگرها هستي و حضور ۳ تا بچه که گرماي خاصي به جمع مي داد. و باز حضور همون ماشين جگري رنگ که انگار عضوي از جمع بود.
کم کم داستان شکل گرفت و قدم به قدم مثل يه بچه که بخواي بهش راه رفتن ياد بدي صبور و مهربون من رو جلو مي برد تا اينکه ضربه اصلي قصه زده شد. استیصال سر تا پام رو گرفته بود. ضرب آهنگ دقيق فيلم داشت ديگ جوشان افکارم رو هم مي زد و هي گرما رو بيشتر تو قاب هاي خاکستري و بي رنگ قصه احساس مي کردم و بيشترين درگيري ذهني من بازهم تنها عنصر رنگي يعني همون ماشين جگري رنگ بود. و در پايان تلاش گروهي ِ جمع ، براي درآوردن عنصر رنگي فيلم از ميان شن و ماسه و موج دريا که پرده از دليل حضور اون رو برام روشن کرد. و دقيقا صحنه اي که من رو به صدا درآورد که با کمال حرص گفتم : مگه در مي ياد اون لعنتي.
فیلمی سراسر استیصال آدمیان در اوضاعی برزخی که نتایج اعمال خود را می بینند و قادر نیستند حتی لحظه ای از اعمال خود فرار کنند و حضور کم رنگ صداقت در فیلم که چه بسا اگر بازیگران قصه متوجه آن بودند درک حتی لحظه ای آن به راستی چاره ساز می شد.
فیلم بسیار زیبا و خوش ساختی بود که توصیه می کنم حتما ببینیدش. چه حیف و صد افسوس که این فیلم رو بر پرده نقره ای سینما ندیدم تا لذت چندین برابر ببرم.
